«بیپولی» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای فیلمی با همین عنوان، بیپولی (فیلم) را مشاهده کنید.
«مسکین» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دیگر کاربردها، مسکین (ابهامزدایی) را مشاهده کنید.
![]()
![]()
![]()
![]()
در جهت عقربههای ساعت از بالا: یک مرد بی خانمان در تورنتو، کانادا؛ مردی معلول که در خیابانهای پکن، چین گدایی میکند. مادری با فرزندش که دارای سوتغذیه است در یک کلینیک نزدیک داداب، کنیا. بخشهای حاشیهنشین تهران، پایتخت ایران.
فقر یا تهیدستی یا تنگدستی، وضعیت نداشتن دارایی مادی یا درآمد کافی برای رفع نیازهای اساسی فرد است.[۱]
واژه (Pauvre)(poverty) «فقر» از ریشه لاتین Pauper میآید که با Paucus و یونانی Pénes (فقیر) و Pénia (فقر) قرابت داشته و با Penia (گرسنه) هم خانواده و با واژه Ponos (درد) و واژه Poiné (مکافات، مجازات) نیز هم خانواده است ولی خویشی دورتری دارد؛ بنابراین «فقر» را در یونانی با واژه aporia (راه به جایی نداشتن) تعریف میکنند.[۲]
نوشتار اصلی: فقر مطلق
فقر مطلق به اینکه فرد به نیازهای ابتدایی زندگی دسترسی نداشته باشد، اشاره دارد. یعنی چیزهایی نظیر آب پاکیزه، تغذیه، خدمات بهداشتی، آموزش، پوشاک و سرپناه. امروزه تخمین زده میشود که حدود ۱٫۷ میلیارد نفر در جهان در فقرِ مطلق زندگی میکنند.
نوشتار اصلی: فقر نسبی
فقرِ نسبی به نداشتنِ سطحی معمول یا اجتماعاً پذیرفته از منابع یا درآمد در مقایسه با سایر افراد آن جامعه یا کشور اشاره دارد.[۳] در اغلب زمانهای تاریخ، از آنجا که شیوههای سنتی تولید برای تأمین استانداردهای یک زندگی راحت برای همهٔ جمعیت کافی نبودند فقر غالباً اجتنابناپذیر در نظر گرفته میشد.[۳][۴]
![]()
درصد جمعیتی که کمتر از ۱$ در روز درآمد دارند(۲۰۰۹).
![]()
امید به زندگی (سال ۲۰۰۸)
سطح زندگی اصطلاحی است که برای نشان دادن حدود مصارف مادی و معنوی اهالی یک کشور به کار میرود.
سطح زندگی به میزان و چگونگی برآوردن نیازهای مادی و معنوی بستگی داشته و در ساختارهای اقتصادی - اجتماعی و در مراحل مختلف رشد تاریخی و بر حسب کشورهای مختلف فرق میکند. سطح زندگی مستقیماً به تولید اجتماعی، درآمد اهالی، میزان مصرف کالاهای بلند مدت و کوتاه مدت و چگونگی برطرف کردن نیازهای فرهنگی و بهداشتی وابسته است.
پیش از انقلاب صنعتی فقر بخاطر اقتصاد ضعیف غیرقابل اجتناب بود. در دو تا از بزرگترین شهرهای غرب اروپا به نام Antwerp و Lyons تا سال ۱۶۰۰ سه چهارم کل جمعیت به حدی فقیر بودند که حتی نمیتوانستند مالیات بدهند.
در قرن ۱۸ در انگلستان نیمی از جمعیت حداقل گاهی اوقات برای امرار معاش به خیریه وابسته بودند. در تاریخ معاصر کمبود غذا بهطور قابل توجهی کاهش یافتهاست که آن را مدیون پیشرفتهای تکنولوژی د بخش کشاورزی هستیم. تکنولوژیهایی مانند بهکارگیری کودهای نیتروژنه، آفت کشها و روشهای جدید آبیاری که باعث افزایش تولید بخش کشاورزی شدهاند. تولید بالای محصول در بعضی از مناطق مانند کشور چین باعث شدهاست کالاهایی که زمانی کالای لوکس وگران قیمت محسوب میشدند مانند خودرو و کامپیوتر الان ارزانتر در دسترس مردم قرار گیرند در نتیجه قابل دسترس برای مردمی با استطاعت مالی کمتر شدهاست. افزایش هزینههای زندگی جاری باعث شدهاست که مردم فقیر کمتر استطاعت خرید اجناس را داشته باشند. افراد فقیر سهم بیشتری از پول خود را صرف خرید مواد غذایی میکنند در نتیجه افراد فقیر و آنهایی که در آستانه فقر هستند بهطور بهخصوص در برابر افزایش قیمت غذا آسیبپذیر هستند.
مواردی تولید و تأمین غذا را تهدید میکند از جمله خشکسالی، بحران قحطی آب و همچنین کشت مکرر بر روی زمین باعث کاهش حاصل خیزی آن و کاهش راندمان تولید محصول میشود. تقریباً ۴۰ درصد زمینهای کشاورزی بهطور جدی فرسایش یافتهاند. در آفریقا اگر فرسایش خاک با همین سرعت پیش برود تا سال ۲۰۲۵ فقط میتواند غذای مورد نیاز ۲۵ درصد جمعیتش را تأمین کند.
مراقبتهای بهداشتی برای فقرا بهطور گسترده در دسترس نیست. مهاجرت کارکنان بخش بهداشت و درمان از کشورهای فقیر صدمه جبران ناپذیری دارد بهطور مثال تخمین زده میشود ۱۰۰۰۰۰ پرستار فلیپینی در بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۶ مهاجرت کرده باشند و تعداد دکترهای اتیوپیایی در ایالت شیکاگو آمریکا بیش از خود کشور اتیوپی است این باعث صدمه بیشتر به فقرا و حتی افزایش فقر در آن کشورها میشود.
همچنین جمعیت بالا و عدم کنترل سرعت رشد جمعیت میتواند از عوامل مؤثر در رشد فقر در یک کشور باشد.
نوشتار اصلی: فقر در ایران
فقر در ایران با وجود منابع طبیعی و موقعیت راهبردی این کشور در منطقه، قابل توجه است. شهاب نادری، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ اعلام داشت ۸۰ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر به سر میبرند. پژوهشهای وابسته در دههٔ ۱۳۹۰، نشان میدهند که خانوادههای پرجمعیت ایرانی با وجود داشتن کار، نمیتوانند کمترین امکانات زندگی را برای خانوادهٔشان داشتهباشند. سوءتغذیه کودکان با فقر در بزرگسالیشان مرتبط دانسته شدهاست.
نوشتار اصلی: فقر در هند
فقر از مشکلات شایان توجه در هند با وجود رشد اقتصادی پرسرعت، ۷٫۱۱ درصدی است. بنا بر روششناسی بانک جهانی ۸۷۲٫۳ میلیون نفر در هند زیر خط فقر به سر میبرند. هند با داشتن ۱۷٫۵ درصد از جمعیت جهان ۲۰٫۶ درصد از فقرای جهان را در سال ۲۰۱۱ در خود جای داده بود.

امروزه بروز مشکلات مالي در بسياري از کشورها سبب شده تا فقر در اين جوامع افزايش يابد، اما فقر چيست و چگونه ميتوان با آن مقابله کرد؟
به گزارش تراز، براساس بررسيهاي اخيرآکسفام، 85 ثروتمندترين افراد جهان توانستهاند ثروتي برابر با دارايي 50 درصد از جمعيت فقير جهان را به دست بياورند. ثابتشدهاست که يک درصد از ثروتمندان جهان در مجموع ثروتي برابر با 110 هزار ميليارد دلار در اختيار دارند که اين مقدار 65 برابر از دارايي 50 درصد مردم سطح پايين دنياست.
حداقل 80 درصد از مردم جهان با دارايي کمتر از 10 دلار در روز زندگي ميکنند.
برخي از مردم در فقر به سر ميبرند و گروهي در نزديکي خط فقر هستند. تمام اين مسائل منجر به بحثهاي اجتماعي و اقتصادي زيادي شدهاست اما در کمتر جايي به طور واضح توضيح دادهشدهاست که فقر چيست و زندگي در فقر چگونهاست. فقر در تمام جهان و همه کشورها، چه مدرن و چه در حال توسعه وجود دارد.
در معرفي افراد فقير از واژه زير خط فقر استفاده ميشود، اما مسئلهاي که وجود دارد اين است که آيا فردي که زير خط فقرآمريکاست با فرد فقير جنوب صحراي آفريقا برابر هستند؟
فقر چيست؟
توضيح معني کلمه فقر کمي دشوار است و آن به اين دليل است که معني آن بستگي به مکان زندگي، فرهنگ کشور، مردم و عوامل ديگر دارد. براي مثال مردمي که در خانههاي کوچک در حومه شهرهاي بزرگ جهان مانند نيويورک زندگي ميکنند ممکن است در مقايسه با همسايگان خود فقير باشند، اما در مقايسه با مردم بي بضاعت در محلههاي فقيرنشين کشورهاي در حال توسعه، ممکن است وضعيت مالي آنها زياد هم بد نباشد.
با تمام اين موارد براساس قوانين کلي ميتوان فقر را ناتواني در آزادانه عمل کردن در اکثر مواقع به علت کمبود منابع مالي و يا فرصت براي بهدست آوردن آن منابع مالي تعريف کرد. بنا به اين تعريف، کسي که دو سانس کار ميکند تا بتواند هزينه مواد غذايي واجاره خود را پرداخت کند و کسي که در کشوري ديگر به دليل دستمزد پايين گرسنه ميماند هر دو از نظر توصيفي فقير محسوب ميشوند و آن هم به دليل عدم توانايي در انجام آزادانه کارهاي مورد نظر ميباشد.
با اين وجود که هر دو گروه افراد تعريف شده در بالا فقير محسوب ميشوند، اما گروه دوم که در وضعيت بدتري هستند در اصطلاح «فقر مطلق» به سر ميبرند و افراد اين دسته از تهيه نيازهاي اساسي خود مانند غذا، پوشاک، مسکن و غيره ناتوانند.
بنا به گزارش بانک جهاني، با وجود اينکه فقر در جهان به آرامي در حال فروکش کردن ميباشد، اما تعداد افرادي که با درآمد زير يک دلار در جهان زندگي ميکنند در سال 2015، نزديک به يک ميليارد نفر خواهد بود. فقر به معني نداشتن بودجه نيست، بلکه به معني نداشتن امکان تهيهکردن خواستهها و نيازها است.
خط فقر
تعيين اين دسته از معيارهاي اندازهگيري، در ابتدا نيازمند در نظر گرفتن مکان جغرافيايي خاص است که برپايه آن بتوان قيمت نيازهاي اساسي را تعيين کرد. براي مثال براي تعريف خط فقر، اقتصاددانها بايدهزينه ميانگين خريد روزانه مقدار معيني کالري که فرد در منطقه جغرافيايي خاص بدان نياز دارد، تعيين کنند.
با تعيين خط فقر، افرادي که در زير خط فقر به سر ميبرند، افرادي هستند که قادر به تهيه هزينه خوراک خود نبوده و فقير محسوب ميشوند. بنا به بررسيهاي انجامشده، خط فقر در کشورهاي درحال توسعه حدود 2 دلار اعلام شدهاست.
به علت اينکه قيمت همه کالاها به طور طبيعي با گذشت زمان گران تر شده و ارزش پول دچار تغيير ميشود، ارزش مادي خط فقر نيز با زمان، مکان و ارزش پول دچار تغيير ميشود.براي مثال خط فقر غذا در ايالات متحده 4.91 دلار است، در حاليکه همين خط در سوئيس برابر با 10.25 دلار است.
چگونه ميتوان با فقر در سطح بين المللي مقابله کرد؟
مقابله با فقر از مباحث مهم و پرتکرار محافل سياسي است. برخي از کشورها به دنبال راهحلي براي ريشهکن کردن فقر به طور کامل، با تغيير در شرايط ايجاد آن هستند. در سوي ديگر، ساير کشورها سعي در حذف سيستمهايي که ايجادکننده نابرابري در جامعه هستند، نظير سرمايهداري، دارند. اين گروه معتقد هستند که با محدود کردن سرمايهداري، پول و سرمايه به طور طبيعي به سمت افراد نيازمند هدايت خواهد شد.
اما راهحلي که سادهتر عملي خواهد بودبحث کمتري را ايجاد ميکندu200du200d؛ اين است که افرادي که منابع مالي بيشتري در اختيار دارند به افراد نيازمند کمک کنند. اين راه حل «مسير رفاه/خيريه» ميتواند از نظر لجستيکي پيچيده به نظر بيايد اما در کاهش اثرات فقر در کمترين زمان موثر خواهد بود. ارائه سازمانهاي حمايت از فقرا و ارائه خدمات بهداشتي، مسکن و يا يارانه مواد غذايي راهحل معقولي براي حل مشکل فقر نيست، اما اين تلاشها ميتواند بسياري از نيازهاي اين دسته از افراد را رفع کند.
کنترل فقر در کشورهاي توسعهيافته:
کشورهاي توسعه يافته نيز در مقياس بزرگي با فقر گلاويز هستند. يک نمونه از افزايش فقر در اين مناطق، افزايش اتکا مردم به غذاهاي دولتي به منظور ماندن در بالاي خط فقر است. رکود اقتصادي جهاني سبب افزايش تقاضا براي برنامههاي رفاهي شدهاست که اين امر سبب تغييرات اساسي در برنامههاي اقتصادي کشورها و ارائه کوپن غذايي و ايجاد برنامه کمک هزينه تغذيه تکميلي شده است.
اين برنامه علاوه بر نياز شديد به بهرهوري بيشتر کشورها، منجر به تغييراتي نيز شدهاست و اکنون اين برنامه اقتصادي بزرگترين برنامه در نوع خود در کشورهاي توسعهيافته محسوب ميشود. از سال 2008، ارائه کوپن براي تامين هزينه تغذيه شهروندان در کشورها توسعهيافته به صورت الکترونيکي درآمدهاست و با ارائه کارتهايي مشابه کارتبانکي و شارژ ماهانه آن بر اساس وضعيت کاربر(تعداد افراد تحت تکفل، درآمد کل فرد، هزينههاي خانواده و غيره) انجام ميشود و هنگام خريد مانند عابربانکها عمل ميکند و هزينه تغذيه افراد از آن کاسته ميشود.اين سيستم دور از وضعيت ايدهآل است، اما همين روش توانسته ميليونها آمريکايي را بالاي خط فقر نگاه دارد. اميد است که در آينده نزديک و با تلاش يکپارچه تمام کشورها، در يک جهان ايدهآل، نيازي به ارائه يارانه مواد غذايي وجود نداشتهباشد و تنها مشکل اساسي حل مشکل نبود تکنولوژي در کشورهاي فقير جهان براي ارائه اين سيستمهاي پيشرفته بر مبناي تکنولوژي باشد که آن نيز با کمي سعي قابل حل شدن خواهد بود.
ثروت یا مایه[۱] از مفاهیم عامی است که در حوزههای موضوعی مختلف استفاده میشود. بهطور خاص ثروت، از مفاهیم اقتصاد ی است که به فراخور نوع نگاه و جایگاه مورد استفاده قرار گرفته، تعاریف متفاوتی از آن شدهاست. ثروت را میتوان شاخص تعیین جایگاه اقتصادی هر فرد دانست که کیفیت و کمیت آن در تقسیمبندی طبقات اقتصادی تعیینکنندهاست. «دستهای از ظرفیتهای تولیدی است که مورد بهرهبرداری قرار میگیرند» این تعریف آدام اسمیت نظریهپرداز اقتصاد بازار از این مفهوم است. «مجموعهٔ گنجها و ذخایر طلا و گوهر و تاج و تخت» تعریفی قدیمی و ساده از این مفهوم است. در پی انقلاب صنعتی، اجزایی چون «تولید» و «ارزش افزوده» نقشی اساسی در معنای این مفهوم پیدا کردهاند. امروزه تعریف ثروت به شدت با روش های کسب و کار اینترنتی و درآمد آنلاین پیوند خورده است [۲].
بهطورکلی ثروت (Wealth)، به کلیه مواد و اشیایی اطلاق میشود که نیازهای بشر را رفع مینمایند. این ثروتها یا طبیعی هستند و مستقیم یا غیر مستقیم مورد استفاده واقع میشوند یا تولید میگردند؛ یعنی به دست بشر، تغییر شکل یافته، مورد استفاده قرار میگیرند. در اقتصاد، مفهوم دیگری به نام دارایی (Assets) هم وجود دارد. دارایی به دو دسته «واقعی» و «غیر واقعی» تقسیم میشود. داراییهای واقعی، عبارت اند از: ماشین آلات، زمینها و ساختمانهای تحت مالکیت شرکتها و همچنین شامل کالاهای مصرفی با دوام، مانند: ماشین لباسشویی، دستگاههای صوتی - تصویری و خانههای مسکونی که در مالکیت خانوارها قرار دارند. این داراییها دارای بازدهی اند و با یکدیگر تفاوت دارند. خانههای شخصی افراد در واقع، نوعی بازدهی برای صاحبان آنها هستند و در آنها زندگی میکنند و هیچ گونه اجارهای نمیپردازند. همینطور، صاحبان دستگاههای صوتی - تصویری بدون پرداخت اجاره از آنها بهره میبرند. داراییهایی از این دست را دارایی واقعی مینامند. در بعضی از کشورهای صنعتی ارزش دارایی واقعی هر فرد، حدود سی هزار دلار است. نوع دیگر دارایی «دارایی مالی» است که شامل پول، سهام ،اوراق قرضه یا اوراق مشارکت میشود. همچنین نوع دیگری از دارایی تحت عنوان سرمایه انسانی نیز وجود دارد که ناشی از جمعیت انسانی در اقتصاد میباشد. مجموع داراییهای واقعی، مالی و انسانی را «ثروت» میگویند که هریک از این داراییها ایجادکننده مطلوبیت هستند.[۳] ازآنجایی که هر یک از اجزای تشکیل دهنده ثروت، درجه مطلوبیت و رضایت متفاوتی را داراست لازم است بازدهی هریک ازآنها تبیین شود:
بازدهی به معنای افزایش ارزش یا قیمت در طول زمان میباشد. البته به تشابه میتوان بازدهی منفی را هم برای ثروت در نظر گرفت که به معنای کاهش ارزش داراییها در طول زمان است.
بازدهی داراییهای مالی:
پول:
پول به عنوان یکی از اصلیترین اجزای داراییهای مالی فرد، دارای بازده حقیقی منفی است زیرا با وجود تورم، عموماً ارزش پول باگذشت زمان رو به کاهش دارد. اما از آنجایی که موجب تسهیل مبادلات روزمره میشود و دارنده آن مطلوبیتی از این امر میبرد پس پول دارای بازده ذهنی مثبت میباشد.
اوراق قرضه:
یک درآمد ثابت و دائمی که به دارنده آن تعلق میگیرد. این بازدهی تا زمان انقضاء مدت اوراق و بازپرداخت اصل آن همه ساله دریافت میشود.
سهام:
افراد با خرید سهام شرکتها در سود و زیان آنها شریک میشوند. علاوه بر آن از تغییر قیمت سهام در بازار بورس نیز سود یا زیان کسب میکنند.
بازدهی داراییهای واقعی:
بازدهی این نوع از داراییها همان خدمات ناشی از آنهاست که نصیب صاحبان آن داراییها میشود.
بازدهی ثروت انسانی:
شامل کسب مهارت، دانش و تجربیات افراد در طول زندگی است. چنانچه نسبت ثروت انسانی به ثروت فیزیکی (داراییهای مالی و واقعی) بیشتر باشد بازدهی آن مثبت و در غیر اینصورت منفی خواهد بود.[۴]
البته مسلم است که مسائل فوق هنگامیکه در چارچوب نظام اقتصادی جوامع قرار بگیرد دستخوش تغییرات و تعدیلهایی خواهد شد.
با توجه به تعریف ارائه شده از ثروت، هر عملی که منجر به افزایش انواع مختلف دارایی و افزایش سطح رضایت آدمی شود به تولید ثروت میانجامد. البته این عمل الزامات و ابزاری دارد که در سه گروه کلی جای میگیرد:
-مواهب طبیعی مانند زمین، و کلیه اشیا و مواد موجود در طبیعت که خداوند آنها را خلق نموده و انسان با تغییر و تحول در آن اقدام به رفع نیازهای خود و افزودن بر ثروتهای طبیعی مینماید.
-کار انسان و بهره بردن از قوای فکری و فیزیکی که منجر به تولید ثروتهای واقعی و انسانی میگردد.
-سرمایه که میتوان آن را ثروتی دانست که برای تولید ثروت جدید مورد استفاده قرار میگیرد. به عبارت دیگر منظور از سرمایه ابزارهای متعددی که در انجام کار از آنها استفاده میشود که انواع مختلفی از قبیل ساختمانها، ماشین آلات، خط لولهها، برجها و دکلها را در بر میگیرد.[۵]
البته نظر نظامها و مکاتب مختلف اقتصادی در رابطه با منشأ ثروت متفاوت است و هر یک بر بعضی از این عوامل تأکید بیشتری دارند. برای مثال در نظام سرمایهداری اعتقاد بر این است که مهمترین عامل مولد ثروت سرمایه است و انباشت ثروت برای افزودن بر موجودی سرمایه را توصیه میکند. در مقابل سوسیالیستها با دیدگاه کاملاً منتقدانه بیان داشتهاند که منشاء ثروت نیروی کار و قوای انسانی است و مناسبات سرمایهداری را ضد مصالح عمومی افراد جامعه میدانند.[۶] اقتصاد دانان مسلمان نیز سعی کردهاند با توجه به آموزههای اقتصادی دین اسلام یک شیوه اصلاح و تعدیل شده را بیان کنند که عبارت است از :دادن سهم مشخص و مؤثر به هریک از این سه جزء به منظور افزایش ثروت موجود در جامعه.
قطعاً فهم این موضوع که ثروت در اختیار چه کسی است و باآن چه میکند بسیار مهم است. چرا که بنا به گفته گابریل زید نویسنده مکزیکی «ثروت در معنای اخص آن انباشت امکانات است» پس نحوه تمرکز ثروت تأثیر به سزایی درشکلگیری مناسبات اقتصادی جوامع خواهد داشت. مطابق اصول نظام سرمایهداری مالکیت ثروت در انحصار دارنده آن است. در واقع انواع مختلف داراییها حتی مواهب طبیعی مانند جنگلها و معادن قابلیت خصوصی شدن دارند مگر اینکه ضرورت اجتماعی ایجاب کند که دولتها این حق را محدود نمایند. برعکس در اقتصاد سوسیالیستی انواع ثروتها حتی لوازم و داراییهای شخصی افراد در تملک دولت است و الگوی مالکیت عمومی است هرچند در مواردی خاص بخشی از آن به خود افراد واگذار میشود. در نظام اقتصادی اسلام هر سه نوع مالکیت وجود دارد. بخشی از مشترکات عامه مانند معادن، درختان، زمینهای بایر و… توسط دولت اداره میشود اما درآمدش متعلق به همه مردم است. در واقع مالکیت دولتی است اما منافعش عمومی است. همچنین داراییها فرد و ثروتی که ناشی از کار و تلاش یا حتی از ارث خانوادگی وی باشددر تملک انحصاری خود اوست و هیچکس حق بهرهبرداری از آنها را ندارد پس مسلم است که مالکیت خصوصی در اسلام مطرح و معتبر است.[۷]
روش های کسب ثروت به صورت آنلاین
امروزه در قرن 21 روش های کسب ثروت بسیار متنوع شده است. یکی از رایج ترین روش های کسب ثروت از طریق بازدید کننده و تولید محتوا برای وبسایت و شبکات اجتماعی است. این هست روش منحصر به قرن حاظر زیرا در گذشته کسب ثروت از این روش ممکن نبود.
کسب ثروت از اینترنت که به تجارت الکترونیک معروف است در واقع روشی است که انحصار توزیع و انتشار محتوا را از مافیای چاپ گرفت و در اختیار مردم عامه قرار داد. زیرا در گذشته اگر کتابی نوشته می شد، انتشار، توزیع و حتی تبلیغ آن کتاب در انحصار انتشاراتی ها بود. اما اکنون با وجود موتورهای جست و جو گر هر فرد معمولی می تواند با تولید محتوا به سادگی به هزاران بازدید کننده در روز برسد و سپس از طریق آن بازدید کننده ها به کسب درآمد آنلاین و اینترنتی دست پیدا کند.
قاعدتاً همه ثروتها به مصرف میرسند. اما طریقه و نتایج مصرف در موقعیتهای مختلف، متفاوت است. مصارف ثروت به اعتبار نتیجه و اثر به چند گروه تقسیم میشوند:
-مصارف تولیدی و صنعتی:
در بعضی موارد، پس از استفاده از ثروت معادل آن یا حتی مازاد برآن ثروت جدیدی تولید میشود. به عبارت دیگر نه تنها هزینه ناشی از مصرف ثروت جبران میشود بلکه نفعی نیز حاصل میشود. این نوع مصرف ثروت را مصرف تولیدی مینامند. برای مثال کشاورزان، کارگران معادن، تجار و صاحبان صنایع هرچند دائما سرمایهها و عوامل تولیدی فراوان را به کار برده و مصرف مینمایند اما بهطور مستمر به تولید کالاها و خدمات مبادرت دارند و در واقع ثروت بیشتر وبا مطلوبیت بالاتر ایجاد میکنند؛ بنابراین مصارف صنعتی و تولیدی نه تنها ضرری به حیات نظام اقتصادی وارد نمیکند بلکه لازمه متمول شدن جامعه است و برای ایجاد و نگاه داری و تبدیل و تکمیل آلات و ادوات و ساختن ابزار لازم برای رفع نیازهای بشر لازم و ضروری میباشد.
-مصارف غیر تولیدی:
منظور از این نوع مصارف، این نیست که الزاماً ناپسند و مضر هستند بلکه اثری که دارند قابل توجه است. زیرا ثروت را به مصرف میرسانند و برطرف میکنند بدون اینکه فوراً ثروت جدید یا حتی معادل را جایگزین نماید. مصارف روزانه و مایحتاج عمومی مردم از این قبیل است.[۸] نوع خاصی از این مصارف که اقتصاد را دچار مشکل میکند کنز و انباشته کردن ثروت و به ویژه پول است. برخی از افراد به جای اینکه ثروت شان را در چرخه تولید و صنعت وارد کنند تا هم به رشد اقتصادی منجر شود و هم سود حاصل از سرمایه شان را کسب کنند، ترجیح میدهند که مستقیماً باقرض دادن و سپس بهره گرفتن به کسب ثروت اقدام کنند صرف نظر از اینکه پول و سرمایه شان در چه راهی مصروف گشته است. هرچند این روش از ریسک و خطر کم تری برخوردار است اما از این روی که منجر به رکود و عقب افتادگی صنایع میشود و در بلند مدت اقتصاد را با کمبود منابع تولیدی مواجه میسازد مصرف مضر و بیفایده تلقی میگردد.[۹]

ثروت معیار ارزش همه داراییهای متعلق به یک شخص، جامعه، شرکت یا کشور است. ثـروت با در نظر گرفتن مجموع ارزش بازار کلیه داراییهای مشهود و نامشهود شخص یا مؤسسه و کسر همه بدهیها از آن به دست میآید. درواقع، ثـروت مجموع منابع موجود است. همیشه به مردم گفته میشود، وقتی بتوانید بسیاری از منابع یا کالاهای ارزشمند را به دست آورید، ثروتمند خواهید شد. ثـروت با استفاده از واژگان و اصطلاحات مختلفی بیان میشود. برای اشخاص، ثروت خالص رایجترین راه بیان ثـروت است، درحالیکه کشورها ثـروت خود را با تولید ناخالص داخلی یا GDP به ازای هر فرد اندازهگیری میکنند و نشان میدهند.

اینکه چه چیزهایی شامل ثروت شخص میشود در طول زمان و در جوامع مختلف متفاوت بوده است. برای مثال مصریان باستان یک سیستم پولی بر اساس گندم داشتند. برخی فرهنگهای دیگر از کالاهای دیگر بهجای پول استفاده میکردند، مثلاً برنج یا نمک. جوامع اسکیموها معاملات خود را با روغن نهنگ انجام میدادند که هم میتوانست بهعنوان غذا و هم بهعنوان سوخت جهت حصول گرما و نور استفاده شود. قبیلههای آفریقایی و قبیلههای بومیان آمریکا از مهرهها و اشیاء بهخصوص بهعنوان پایه سیستم پولی بهره میگرفتند. امروزه گوساله و احشام همچنان در برخی فرهنگها برای معامله استفاده میشود. اما در جوامع پیشرفته، طلا و نقره بودند که پایههای سیستم پولی را در بسیاری کشورها تشکیل دادند. بااینحال، قیمت طلا و نقره دارای نوسان بود و بهندرت اتفاق میافتاد ارزش آن برای مدتی طولانی پایدار باقی بماند. برای مثال در جنگ جهانی دوم، دولت مالکیت خصوصی طلا را غیرقانونی اعلام کرد. اقتصاددانان برای دههها در مورد گره خوردن ارزش ارزهای دولتی به ذخیره نقره و طلا بحث و مجادله داشتند. سرانجام در سال ۱۹۷۰، آمریکا استاندارد طلا را کنار گذاشت و از آن زمان، پشتوانه ارزش دلار آمریکا صرفاً اعتبار دولت ایالاتمتحده آمریکا است.

پول، متداولترین چیز برای سنجش ثروت است (هرکسی پول بیشتری داشته باشد ثروتمندتر است). ارزش محصول یا موادی که بهعنوان پایه و اساس سیستم پولی استفاده میشود، بستگی به این دارد که چه تعدادی از افراد حاضر میشوند معاملات خود را با آن انجام دهند و در ازای دریافت آن، کار کنند. معیار دیگر، درجه پذیرش آن کالا یا چیز در جهان است. اگر هیچکس خارج از یک جامعه حاضر نباشد پول آن جامعه را برای کالاها یا سرویسها دریافت کند، آن پول هیچ ارزشی خارج از موطن خود نخواهد داشت. (مثلاً کمتر کشوری وجود داشته باشد که در آن، دلار آمریکا بهعنوان پول پذیرفته نشود ولی کشورهای زیادی هستند که در آنها نمیتوانید با ریال ایران معامله کنید). میزان اثرگذاری نیروهای خارجی و توانایی آنها بر دستکاری ارزش پول، میتواند تأثیر چشمگیری بر سنجش ثروت داشته باشد. یکی از مشکلات بزرگ اسکناس این است که میتواند دستکاری شده و ارزش آن با اقدامات یک شخص یا چندین نفر از طریق جعل کاهش یابد. مشکل دیگر ارزهای دولتی، ساده بودن دستکاری ارزش پول با چاپ بیشتر آن (باهدف تسهیل وامدهی) و چاپ کمتر آن (باهدف افزایش محدودیت در اعطای اعتبار) توسط دولت و بانک مرکزی است. همچنین میتوان ثروت را به گونه دیگر تعریف کرد و آن را در سهطبقه کلی در نظر گرفت:
امنیت مالی، موجب آرامش فکری و گرفتن تصمیمات منطقیتر میشود. بدون شک، هرچه امنیت مالی بیشتر باشد، کیفیت زندگی بهبود مییابد. افراد تلاش میکنند، مشاغلی را بیابند تا در آن بتوانند به امنیت نسبی مالی برسند. همچنین، سرمایهگذاری کم ریسک در کنار حقوق ماهانه، میتواند امنیت مالی افراد را تا حد قابلملاحظه ای توسعه دهد؛ بهعبارتدیگر، وقتی شما امنیت مالی دارید، ثروتمند محسوب میشوید.

افراد هدفمند، انگیزهای برای کار و تلاش دارند؛ بنابراین، سریعتر از سایرین راههای موفقیت و افزایش ثروت مییابند. درواقع، زمانی که دیگران دنبال راهی برای فرار از وظایف خود میگردند، افراد هدفمند، در پی فرصتهای جدید هستند. زندگی هدفمند همان عاملی است که نتیجه تلاش افراد ثروتمند را از دیگران جدا میکند. اهداف هر شخص با دیگری متفاوت است و میتواند پس از مدتی تغییر کند. مهم آن است که پیوسته هدفی برای دستیابی وجود داشته باشد. اهمیت هدف، زمانی مشخص میشود که شما ثروتمند شوید ولی ندانید با ثروت خود چه کنید و چطور از آن لذت ببرید؛ بهعبارتدیگر، رضایت به یک هدف گرهخورده است و پول فقط ابزاری برای طی کردن مسیر تا آن هدف است.
برچسب:
نویسنده: حسین رنجبر